تبلیغات
㋡دوتا دخمـــل شیطون بلا㋡ - باران و دریا

㋡دوتا دخمـــل شیطون بلا㋡

مـــــا و یهـ مشت حرف غیر معمولی...

باران و دریا


من از تبار بارانم آسمانی یا زمینی نمی دانم شاید هم از تبار دریایی ها .

من نباید خشک شوم من باید کوه یخی را که در دریای نوشته هایم

شناور است و به حرکت خود ادامه می دهد از حرکت نگاه دارم اما چگونه ؟

حس می کنم به تنهایی درون این دریایی که به وسعت غم هایم است

غرق خواهم شد .

قایقم کاغذیست و پارویم از جنس قلم .

من نیاز به کسی که لذت با او بودن را از قعر به اوج بکشاند .

اما چه کسی ؟ نمی دانم .

اگر او دریا باشد ومن باران ...

حتم دارم طوفانی به پا خواهد شد من لذت جدال باران و دریا را دوست دارم .

زیرا پس از طوفانی سریع و کوبنده ، آرامشی خاص نصیب هر دویمان می شود .

پس خدایا بر من این لذت را بچشان .

این دختر کاغذی را در دریای نوشته هایش غرق ساز .

بگذار چشمان آسمان لحظه ای از گریستن در خود باز ایستد .

شیرینی دل باران را با شوری دل دریا آمیخته ساز .


ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه 3 فروردین 1390 ساعت 01:00 ب.ظ توسط M@hnia jOoOoOn |  نظرها