تبلیغات
㋡دوتا دخمـــل شیطون بلا㋡ - نهایت اذیت کردن!!!

㋡دوتا دخمـــل شیطون بلا㋡

مـــــا و یهـ مشت حرف غیر معمولی...

نهایت اذیت کردن!!!

 سلاممممممممم دوس جونای خودم!!

چطور مطورین؟؟

خوفین؟؟؟

دیروز خیلی خیلی خوش گذشت!خیلی حال کردم!

دیروز ما واسه ی مدرسه ی فرزانگان کلاس تست داشتیم و بیشتر بر وبچ خودمون اومده بودن.

دیروز دوباره تنم می خارید واسه اذیت کردن!دیگه اذیتی نبود که سر کلاس نکردم!

بزارین از اولش براتون بگم:

اولش که رفتم نمره های تستی که جلسه ی قبل گرفته بودن رو زده بودن البته با کد!یعنی اسم بچه ها رو ننوشته بودن و به جاش هر کس یه کد داشت که قبلا بهش داده بودن!بچه ها که میومدن حالا خوشحال بودن که کسی کداشون رونمی دونه ولی تا میومدن من بهشون می گفتم که چندم شدن!همشون هنگ کرده بودن می گفتن تو از کجا کد های ما رو می دونی؟؟خب ما اینیم دیگه!!

فک کنین کدا شون رو می دونستم البته نه همشون!حسابی حالشون رو گرفتم!کد خودمم رو به هیچ کدومشون نمی گفتم!

حالا تو کفش بمونین که کداشون رو از کجا آوردم!!!دست کم گرفتین؟؟؟

بعدش که رفتیم کلاس من ردیف آخر نشسته بودم و پدر ردیف جلویم رو درآوردم!!

اولش همشون تو حس بودن و داشتن به معلم گوش می دادن که شروع کردم به تک تکشون میس زدم!!بابا یکیشون گوشیش رو سایلنت نبود و وسط سکوت کلاس شروع کرد به درینگ درینگ کردن!!بعدشم عین خیالش نبود و به کنار دستیش می گفت گوشیت داره زنگ می خورها!اونم بهش گفت گوشی خودته!

بعدش دوتا از بچه ها که جلومون بودن مانتوشون پشتش بند داشت، من هم اومدم بند مانتوشون رو بستم به پایه ی صندلی که روش بودن!!وقتی اومد بلند شه دید صندلی هم داره باهاش میاد!داد زد و گفت:نجمه می کشمت!!

بعدش سر کلاس داشتیم چی می خوردیم و پوسش رو می ریختیم رو سر ردیف جلو!یه عالمه پسته خوردیم و پوستش رو ریختیم رو سر ردیف جلومون!اوناهم فشی نبود که دیگه بارمون نکردن!

بعدش مهنیا گوشی یکی از بچه ها که ردیف جلوش بود رو از تو جیبش یواشکی ورداشت و اونم اصلا حواسش نشد!دیگه جایی از گوشیش نبود که نرفت!بعد از چند مین همون که گوشیش رو ورداشته بودیم دست کرد تو جیبش وگفت یا حضرت عباس گوشیم نیست!مهنیا هم گوشی رو بهش داد و گفت همین جا رو زمین افتاده بود ما که ورنداشتیم!

خلاصه خیلی خوش گذشت!خیلی..خیلی..

بعدا نوشت:فردا مامان وبابام از کربلا میان!هورا!هورا!

                     نظر یادتون نرها!!!!!





ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه 14 خرداد 1390 ساعت 05:11 ب.ظ توسط n@jmeh jOoOoOn |  نظرها