تبلیغات
㋡دوتا دخمـــل شیطون بلا㋡ - روز شوم...

㋡دوتا دخمـــل شیطون بلا㋡

مـــــا و یهـ مشت حرف غیر معمولی...

روز شوم...

 سلاممممممممم دوس جونا!!!!

خوفین؟؟؟

ولی من خیلی خوب نیستم.

دیروز خیلی روز نحسی بود!بدترین روز عمرم!می دونین چی شد؟

خب بزارین از اولش براتون تعریف کنم:

دیروز عصر من با دوتا خواهرام(هر دوشون از من بزرگترن)رفته بودیم بیرون.وقتی داشتیم برمی گشتیم اون طرف خیابون یه تصادف شده بود ظاهرا تصادف بد جوری بود.خیلی شلوغ بود و آمبولانس وایساده بود.بعد که اومدیم خونه داداشم خونه نبود رفته بود بیرون(مامان وبابام هم صبحش رفته بودن کربلا).خلاصه کسی خونه نبود و ما خودمون شام خوردیم.همین جوری نشسته بودیم که زن عموم اومد خونمون.برامون عجیب بودآخه ساعت 11شب !!هیچی اومد یه کم نشست و گفت:چی کار می کنین؟خوبین؟ واینا.خیلی یه جوری بود وبعدشم رفت.ما یه کم شک کردیم ولی خب پی گیر نشدیم.بعد از یه ساعت یعنی ساعت 12 شب داداشم زنگ زد و گفت:اصلا نگران نشیدا ولی من تصادف کردم!!!!!

خواهرم گفت:چی؟کجا؟چه جوری؟باچی؟

همون لحظه انگار یه سطل که چه عرض کنم یه تانکر آب یخ خالی کردن روم!اصلا هنگ کرد بود!نمی دونستم باید چی کار کنم!شوکه شده بودم!

بعد خواهرم گفت:نکنه همون تصادفی بوده که اونجا دیدیم!

درسته خودش بود.فکرشو بکنین از کنار یک تصادف رد بشی ولی ندونی این تصادف داداشت بوده! 

ولی خدا رو شکر داداشم چیزیش نشده بود، فقط یه مقدار خراش دیده بود و دستش شکسته بود!باز هم صدهزار مرتبه نه چهارصد هزار مرتبه نه اصلا تا بی نهایت خدارو شکر!!!

ما آدما وقتی یه چیزی رو داریم قدرشو نمی دونیم وقتی از دستش می دیدم تازه می فهمیم که چی داشتیم!

وقتی فهمیدم داداشم تصادف کرده اگه تموم دنیا رو هم بهم می دان نمی خواستم!فقط وفقط دلم می خواست برای یه لحظه هم که شده ببینمش! برای یه بارم که شده صداشو بشنوم!

دادشم همون داداش قبلی بود،همونی که هر روز می دیدمش،همونی که هر روز باهاش غذا می خورم،همونی که هر روز صداشو می شنیدم ،همون داداش قبلی ولی ...ولی وقتی که امروز ظهر از بیمارستان آوردنش وقتی که دوباره دیدمش انگار تموم دنیا رو بهم دادن!!تازه فهمیدم که چقدر دوستش دارم! همون داداش قبلی بود ولی خداییش خودمم نمی دونستم که این قدر دوستش دارم!!

وقتی که یه لحظه ترس از دست دادنش به ذهنم خطور کرد تازه فهمیدم چقدر برام عزیزه!! تازه فهمیدم که چی داشتم!!

ما آدما همیشه فکر می کنیم اتفاقات بد همیشه واسه دیگرون می افته ولی  وقتی نوبت خودمون میشه....

فکرشو بکن از کنار یه تصادف رد بشی  و بگی:آخی!بیچاره اون طرفی که بهش ماشین خورده!ولی غافل از این که اون بیچاره ای که گفتی داداش خودت بوده!!!!

واقعا خدایا این زمینت خیلی خیلی گرده!!

امیدوارم که همیشه عزیزانتون کنارتون باشن ولی خواهش می کنم قدر کسایی که دورتون هستن رو بدونین تا دیر نشده!!!



ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه 7 خرداد 1390 ساعت 04:25 ب.ظ توسط n@jmeh jOoOoOn |  نظرها