تبلیغات
㋡دوتا دخمـــل شیطون بلا㋡ - شیطنت های ناتمام....

㋡دوتا دخمـــل شیطون بلا㋡

مـــــا و یهـ مشت حرف غیر معمولی...

شیطنت های ناتمام....

سلامممممممممممم
چطور مطورین؟؟؟؟؟
من که خیلی خوبم!!!
اگه یه چیز درست توی این مدرسه ی ما باشه، فقط و فقط این دوستای گلم هستن!!می خوام از همین جا بهتون بگم:                   "دوستتون دارم یه عالمه"

کلا ما تو مدرسه غیر از اذیت کردن چیز دیگه ای بلد نیستیم.حالا می خوام یکی از اذیت ها رو براتون تعریف کنم:
چند روز پیشا،وقتی آخرای مدرسه ها بود و ما کلا نوی حیاط ولو بودیم،تصمیم گرفتیم آب بازی کنیم.حالا هرکی با هرچی آب بریزه:یکی با لیوان،یکی با آفتابه،یکی با قوطی آبمیوه و...
همون روز همه ی بچه های مدرسه توی حیاط بودن و حباط مدرسه حسابی شلوغ بود.بعد از این که کلی روی همدیگه آب ریختیم،من تصمیم گرفتم برم بالا و یکی از بچه ها (سپیده) که بالا بود و هنوز توی حیاط نیومده بود رو خیس کنم.رفتم بالا و از پشت یه لیوان آب روی سپیده خالی کردم.سپیده هم یه جیغ کشید و لیوانشو برداشت و افتاد دنبالم. سریع اومد پایین و لیوانش رو توی آبدار خونه پر کرد و کرد دنبالم.دم در سالن بهم رسید،دم در سالن هم خیلی شلوغ بود. اومد آب بریز روم که من جا خالی دادم . همه ی آبا یه راس ریخت روی سر مستخدم مدرسه مون!!!!!!!تازه موبالیشم دستش بود و حسابی خیس شد!!!!
حالا مستخدم مدرسه مون عصبانی ،همه ی بچه ها هم داشتن می خندیدن!!!!
مستخدم مدرسه مون هم داد می زد که کی بود؟؟؟ کدوم آدم نفهم و ....(این جاشو رو دیگه سانسور می کنم)بود؟؟؟؟؟
من و سپیده هم اصلا روی خودمون نمی ذاشتیم !!!

بچه ها اومدن پیشمون و گفتن: شما نمی دونین کار کی بوده؟؟؟هر کی بوده خیلی آدم بی شعوری بوده
من هم هی تاکید می کردم
سپیده گفت:وای حالا شما هم ول کنین.چیکار اون بدبختا دارین؟
یکی از بچه ها دوباره گفت:ولی در کل خیلی آدم بی شعوری بوده!!
سپیده گفت:وای! ول کنین دیگه!!
یکی از بچه ها گفت: سپیده تو طوری از اونا طرفداری می کنی که هر کی ندونه می گه کار تو بود!!
من هم فقط داشتم از خنده می ترکیدم
این هم از شیطنت های ما!!تازه این که چیزی نیست،اگه بخوام همشو بگه باید یه رمان چند جلدی بنویسم!!

پ.ن:می خوام از همین جا از گروه شش نفره ی دوستیمون تشکر کنم و بهشون بگم دوستتون دارم.
وبرای همتون(سپیده،مرضیه،فاطمه،مهنیا،شمیم)ارزش زیادی قائلم.



ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه 3 خرداد 1390 ساعت 08:46 ب.ظ توسط n@jmeh jOoOoOn |  نظرها