تبلیغات
㋡دوتا دخمـــل شیطون بلا㋡ - !!!!! Hi

㋡دوتا دخمـــل شیطون بلا㋡

مـــــا و یهـ مشت حرف غیر معمولی...

!!!!! Hi

سلاممممممممم دوس جونا!!!!

چطور مطورید؟؟؟؟

چی کار می کنین با تعطیلات؟؟؟؟؟

خیلی دلم واستون تنگیده بود!مدتی بود که نبودم. رفته بودیم مسافرت! این قدر خوش گذشت!

آپ امروزم یه شعره که خیلی دوستش دارم! خیلی نانازه! براتون می ذارم تا یه کم حال کنین. امیدوارم خوشتون بیاد.این متن آهنگی هست که جمشید و باران می خونن!

شعر:

می ترسم این احساس تو حسی که عاشق هنوز آخر به دست روزگار ساده عوض بشه یه روز

می ترسم اون برق چشات که روشنه تو این شبا یه شب به خواست روزگار کوه آتیشه زیر پام

تو رو دارم و حالا باور ندارم از این دنیا دیگه چیزی نمی خوام

اگه قلبمو به تو نسپرده بودم همون روزای اول مرده بودم

می ترسم از تنها شدن از این نگاه رفتنی، ترسم رو بیشتر می کتی وقتی نمی گی بامنی

می ترسم از احساس تو این حس خوب و موندنی

می ترسم از روزی که تو حاشا کنی که بامنی

.....

خوشتون اومد؟؟؟؟؟ مطمئنم که اومده! مگه نه؟؟

سال نوتون باز هم مبارک!!!!!!

مبارک!!!!!!!!!!

مبارک!!!!!!!!!

سال خوبی داشته باشین!!!!

خب، حالا که حسابی حال کردین زود باشین بیاین نظر بدین. یالا! یالا! بدوین!!





ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه 9 فروردین 1390 ساعت 01:58 ب.ظ توسط n@jmeh jOoOoOn |  نظرها